
خلاصه
مانگا قفل آبی با یک شکست ملی شروع میشود و با یک ایده عجیب ادامه پیدا میکند.
تیم ملی فوتبال ژاپن در جام جهانی حذف شده و فدراسیون به این نتیجه رسیده که مشکل نه در تاکتیک است، نه در بدنسازی و نه در استعداد. مشکل این است که ژاپن هیچ وقت یک مهاجم واقعی نساخته؛ کسی که بتواند به تنهایی بازی را ببرد.
راه حل پیشنهادی از طرف مربی ای به نام جینپاچی اگو میآید و کاملا خلاف تمام چیزهایی است که در فوتبال جوانان تدریس میشود. او سیصد نوجوان مهاجم را در مجموعه ای در بسته جمع میکند و به آنها میگوید: همه چیزهایی که یاد گرفته اید را فراموش کنید. کار تیمی، فداکاری، پاس دادن به هم تیمی بهتر. اینجا فقط یک چیز اهمیت دارد؛ خودخواهی.
قانون هم ساده است. هر کس حذف شود، برای همیشه از تیم ملی کنار گذاشته میشود.
یوئیچی ایساگی یکی از همین سیصد نفر است. بازیکنی با هوش بازی بالا اما بدون آن ویژگی خاصی که ستاره ها دارند؛ کسی که همیشه تصمیم درست را گرفته و دقیقا به همین دلیل هیچ وقت تصمیم بزرگ را نگرفته.
Blue Lock ظاهرا یک مانگای ورزشی است، اما هسته اش چیز دیگری است. اینجا خبری از دوستی های گرم و پیروزی های جمعی نیست. هر بازیکن رقیب بقیه است و هر بازی یک حذف واقعی دارد. همین ساختار، اثر را به چیزی نزدیک به تریلر بقا تبدیل کرده تا درام ورزشی.
نقطه قوت دیگر اثر، نحوه توضیح فوتبال است. قفل آبی بازی را مثل یک مسئله تحلیل میکند؛ موقعیت گیری، خواندن فضا، تصمیم در کسری از ثانیه. حتی کسی که فوتبال دنبال نمیکند هم متوجه میشود چرا یک حرکت درست یا اشتباه بوده.








نظرات (۰)